این گفتار شاید خاص حقوق ثبت نباشد اما می تواند به طور کاربردی در زمینه ثبت قنات و مسائل ثبتی پیرامون آن راهگشا باشد .

مقدمه

بنابر مطالعات تاریخی هسته‌های اصلی شکل‌گیری نخستین تمدن‌های بشری در کنار منابع آبی بوده‌اند و از این دست تمدن‌ها کم نیستند و می‌توان به تمدن‌های بین‌النهرین و ماوراالنهر و تمدن‌های حاشیه‌ی رودخانه‌های نیل و سند و گنگ اشاره کرد.


در همین ابتدای بحث این نکته پرواضح است که آب و دسترسی به آن از جمله‌ی ابتدایی‌ترین نیاز‌های بشر برای ادامه‌ی حیات خویش است لذا ذهن خلاق بشر در طول تاریخ به شیوه‌های گوناگون به کشف راه‌حل‌های بدیع و خلاقانه‌ای برای رفع این نیاز دست یافته است. به هر کدام از این دست‌آوردها که بنگریم شاهد نبوغ، آگاهی، پشتکار، درایت و عشق به سرزمین هستیم. حفر کانال‌های عظیم، انتقال آب به وسیله‌ی جوی‌های درارتفاع در امپراطوری روم، آب‌رسانی توسط لوله‌های سفالین در دوره‌های پیش از تاریخ و هم‌چنین ابداع فن‌آوری قنات را می‌توان از نمونه‌های برجسته‌ی دست‌یابی به علوم مهندسی در دوران تاریخی ذکر کرد. بشر در آن زمان با احاطه و شناخت بر علوم هواشناسی و خاک‌شناسی، علم مسّاحی و نقشه‌برداری، علم نیارش سازه (استاتیک) و فن ساخت و ساز، موفق به به‌وجود آوردن دست‌آورد‌هایی شده که در حال حاضر نیز با وجود امکانات بسیار پیش‌رفته چندان سهل‌الوصول نمی‌باشند.

 

 

اجداد ما آب‌های شیرین دامنه‌ی کوهستان را با کمک فن قنات‌سازی که روش ابداعی خودشان بوده به حاشیه‌ی کویرها برده‌اند تا شرایط سخت و نامناسب محیط زیست خویش را برای زندگی بهتر و مناسب برای کشاورزی که از اصلی‌ترین شیوه‌های زندگیشان بود تغییر دهند.

واژه شناسی قنات

کانال زیرزمینی حفر شده توسط انسان که جهت جمع‌آوری آب شیرین و انتقال آن به سطح زمین برای مصارف کشاورزی، انسانی و دامی ایجاد شده است را در ایران و آسیای میانه قنات و کاریز و در کشورهای عربی فقره می‌گویند. کاریز کلمه‌ای پارسی و قنات کلمه‌ی پارسی معرب‌شده است. در ایران خاوری و افغانستان و آسیای میانه واژه‌ی کاریز بیش‌تر کاربرد دارد و در ایران باختری واژه‌ی قنات. قنات خود عربی‌شده‌ی کنات فارسی است که از ریشه‌ی فعل کندن گرفته شده است.

 قنات را در لغت، عده‌ای به معنای نیزه معنی کرده‌اند که جمع آن، قنوات، قنیات و قنی است، که بعدها، به معنای کانال و مجرای آن و معادل کاریز به کار رفته است، عده‌ای نیز آن را از کلمه‌ی پهلوی کانیکه برگرفته از کانال و فعل کن و کندن می‌‌دانند که به زبان عربی رفته و معرب شده است. این کلمه در زبان آکدی و آشوری به شکل قانو، در عبری به صورت قنا و قانو و در لاتین، به صورت کانال دیده می‌شود و در زبان پهلوی نیز به شکل کهس به کار رفته است و معادل فارسی امروزی آن، کلمه کاریز و کهریز است.

بسیاری از پژوهشگران، تاریخ حفر قنات را به دوره‌ی هخامنشی نسبت می‌دهند. علت این است که از دوره‌ی ماقبل هخامنشی سنگ‌نبشته‌های اندکی باقی مانده و چون سند مکتوب از ماقبل این دوره وجود ندارد این دوره را به غلط دوره‌ی ماقبل تاریخ می‌دانند در حالی که علم باستان‌شناسی، مردم‌شناسی و زبان‌شناسی رازهای نهفته‌ی زیادی را از دوران ماقبل تاریخ برای انسان آشکار نموده است.

می‌دانیم که تاریخ مدنیت و تاریخ شفاهی در ایران بسیار دیرینه‌تر از دوره‌ی هخامنشی است و اصولاً یافته‌های باستان‌شناسی در شرق چین و آسیای مرکزی و شرق ایران ثابت می‌کند که مدنیت در شرق ایران و داستان‌های ایران و توران مربوط به دورانی بیش‌تر از پنج‌هزار سال قبل می‌شود، یافته‌های باستان‌شناسی شهر سوخته و جیرفت و آثار به دست آمده از تمدن هلیل رود و آثار تمدن شهرنشینی هفت‌هزار ساله در غرب ایران (مادها) این فرضیه را اثبات می‌کند، در حالی که سنگ‌نبشته‌ها و تاریخ مدون ایران، تنها دوهزار و پانصد سال اخیر را، آن هم به طور ناقص پوشش می‌دهد.

اسامی معادل قنات

در ایران و سایر کشورهای جهان برای قنات بیش از ٢٧ اسم وجود دارد یا به عبارت دیگر، برای نامیدن این شیوه‌ی آبیاری بیش از ٢٧ اصطلاح به کار برده می‌شود.

این اسامی درجنوب غربی آسیا عبارتند از:

قونات، کنانت، کونوت، کانات، خنات، خاد، کنایت، قنات، کارز، کاه ریز، کاه رز، کرز، کاکوریز، کهریز و چین آوولز.

اسامی معادل قنات در آفریقای شمالی:

فوگارا (فقره)، فقاره، فگاره، مایون، ایفلی، نگولا، ختارا، خوتارا، رتارا.

این اسامی در عربستان عبارتند از:

فلج، افلج، فلج.

قنات در گستره‌ی تاریخ

پژوهشگران به‌اتفاق معتقدند که بهره‌برداری از قنات ابتدا در ایران صورت گرفته و در دوره‌ی هخامنشی توسط ایرانیان به عمان، یمن و شاخ آفریقا نیز راه یافت سپس مسلمانان آن را به اسپانیا بردند. مهم‌ترین و قدیمی‌ترین کاریزها در ایران، افغانستان و تاجیکستان وجود دارد. در حال حاضر در ٣۴ کشور جهان قنات وجود دارد ولی چهل‌هزار قنات فعال موجود در ایران چند برابر بیش‌تر از مجموع قنات‌ها در سایر کشورهای جهان است. مهم‌ترین قنات‌های ایران در استان‌های کویری خراسان، یزد، کرمان، مرکزی و فارس وجود دارد.

قنات یا کاریز یکی از شگفت‌انگیزترین کارهای دسته‌جمعی تاریخ بشری است که برای رفع یکی از نیازهای مهم و حیاتی جوامع انسانی، یعنی آب‌رسانی به مناطق کم آب و تأمین آب شرب انسان، حیوان و زراعت و با کار گروهی و مدیریت و برنامه‌ریزی به وجود آمده است. این پدیده‌ی شگفت‌انگیز آب‌رسانی از دیرباز و از عصر آهن به‌عنوان یکی از منابع تأمین آب شرب و کشاورزی در مناطقی که با خطرات خشک‌سالی در فلات ایران روبه‌رو بوده‌اند، نقش کلیدی و مؤثری در نظام اقتصادی و حیات اجتماعی کشور داشته و موجب شکوفایی اقتصاد کشاورزی و ایجاد کار و فعالیت‌های متعدد شهری و روستایی و باعث آرامش مردم بوده است. به گواه تاریخ، و کشفیات باستان‌شناسی این فن‌آوری مهم از ابتکارات ویژه‌ی ایرانیان بوده و به تدریج، به سایر مناطق جهان، از جمله منطقه‌ی اروپای غربی، شمال آفریقا، چین و حتی به بخش‌هایی از آمریکای جنوبی چون شیلی راه یافته است.

تاریخ قنات در ایران به‌طور مشخص، به دوره‌ی ایران باستان و ماقبل کتابت و به عصر آهن بر می‌گردد. تمدن پنج‌هزار ساله‌ی شهر سوخته و تمدن هکمتانه و وجود قنات در این شهر دلیل روشنی بر ساخت قنات در دوره‌ی ماقبل هخامنشی است. یکی از قدیمی‌ترین اسناد مکتوب شناخته شده که در آن به قنات اشاره شده، شرح هشتمین نبرد سارگون دوم، (پادشاه آشور است که در سده هشتم قبل از میلاد می‌زیسته) علیه امپراطوری اوراتور در سال ٧١۴ قبل از میلاد مسیح است (محقق فرانسوی گوبلو به کمک یک لوح بزرگ مسی که با خط میخی و به زبان آکادی نوشته شده، از آن مطلع شده است. این لوح، اکنون در موزه‌ی لوور پاریس موجود می‌‌باشد). سارگون از کوه‌های زاگرس می‌گذرد و به ناحیه‌ای واقع در اطراف شهر اوهلو (مرند کنونی) در حدود ۶٠ کیلومتری شمال غرب تبریز در شمال دریاچه‌ی ارومیه می‌رسد. او متوجه می‌شود که در این ناحیه رود وجود ندارد. مع‌هذا ناحیه‌ای است که با آبیاری سبز و خرم شده، اما او از این امر تعجب نمی‌کند برای این که او در دشت‌هایی فرمانروایی کرده که چنین تکنیک‌ها یا سیستم‌هایی از حداقل دو هزار سال پیش در آن‌ها معمول بوده است اما آن‌چه که او را شگفت‌زده می‌کند، بی‌اطلاعی از منشاء این آب‌ها بوده است. به طور قطع، سارگون موفق شد که قنات را ببیند. اما این قنات‌ها را چه کسانی ساخته‌اند؟ و چه کسی این تکنیک را به منطقه آورده است؟

به استناد کتیبه‌ی سارگون، اورسای اول پادشاه هم‌عصر او بوده که اولین قنات را احداث کرده است. بنابراین فرمانروای آشور، رواج این تکنیک را که به گفته‌ی او پدیده‌ای تازه بوده است، به اهالی اوراتور نسبت می‌دهد. از طرف دیگر در ناحیه‌ی دریاچه وان (که در آن زمان جزء خاک ایران بوده) ناظری در آغاز قرن هشتم قبل از میلاد، به وجود ٢١ رشته قنات اشاره کرده است. در کتابی تحت عنوان «ارمنستان در گذشته و حال» نوشته‌ی لهمان ـ مورخ ١٩٢۵، آمده است که ابداع قنات به اوراتور‌ها تعلق دارد و می‌دانیم که اهالی اوراتور، اعقاب بلافصل ارمنی‌ها هستند.

برابر مطالب اوستایی و مطابق شاه‌نامه‌ی فردوسی هوشنگ مخترع قنات بوده است و جم یا جمشید مخترع لباس، تبر، شمشیر، بیل و ادوات کشاورزی است می‌دانیم که شاهان پیشدادی بر اساس داستان‌های شفاهی تا دوره‌ی زرتشت ادامه داشتند واین روایت ها تا زمان فردوسی در میان مردم نیز نقل می‌شدند این داستان‌های شفاهی ریشه‌ی هفت تا ده هزار ساله دارند.

اشغال فلات ایران از سوی مادها و پارس‌ها با ایجاد شهرهای بزرگ و باشکوه همراه است مانند شهرهای اکباتان (همدان) و پاسارگاد پایتخت قدیمی امپراطور ماد که از سوی کوروش دوم بنیان گذاشته شد. هم‌چنین تخت‌جمشید که داریوش اول آن را در نزدیکی پاسارگاد به وجود آورد و به صورت پایتخت هخامنشیان درآمد. شهر راگس یا راجس (ری) در چند کیلومتری شهر ری کنونی یکی از پرجمعیت‌ترین شهرها بود. تمامی این شهرها با استفاده از سیستم قنات توانستد آب خود را تامین کنند و به حیات خود ادامه دهند زیرا در آن زمان رودها و یا چشمه‌هایی بیش از امروز وجود نداشته است. اما به هر حال قدیمی‌ترین قنات ثبت‌شده در تاریخ به سه‌هزار سال پیش (٣٠ قرن قبل)، برمی‌گردد که در آذربایجان و ارمنستان حفر گردیده است. در پی آن، در دوره‌ی داریوش کبیر (۴٨۶-۵٢١ ق. م) که اوج شکوفایی و اقدامات آبیاری و حفر کاریز در سرتاسر فلات ایران به شمار می‌رود. قنات‌های متعددی در قلمرو فلات ایران و در عمان و مصر حفر شده است. بر اساس کاوش‌های باستان‌شناسی این باور وجود دارد که کاریزهای ایجاد شده درنواحی جنوبی خلیج‌فارس، خراسان، یزد و کرمان در دوره‌ی هخامنشیان ساخته شده و قنوات قدیمی قم و بسیاری دیگر از مناطق ایران در عصر ساسانیان و قنوات تهران در دوره‌ی صفویه و قاجاریه حفر شده است.

از مطالعه‌ی کتب قدیم و آثار باستانی ایران پی‌می‌بریم که کندن کاریز و تعمیر آن و آبیاری و زراعت کاری مقدس محسوب می‌شده است. در وندیداد که زرتشتیان آن را کتاب الهی می‌دانند و بعضی نیز آن را دایرة‌المعارف فرهنگ باستان محسوب می‌کنند چنین جملاتی وجود دارد:

«سوگند یاد می‌کنم به جاری کردن آب خنک در خاک خشک (کاریز) و عمارت راه و سوگند یاد می‌کنم به زراعت و کاشتن درخت میوه».

آقای گوبلو، دانشمند فرانسوی که حدود بیست سال در ایران اقامت داشته و در زمینه‌ی آب در ایران کار کرده است، این سیستم باستانی دست‌یابی به آب زیرزمینی را قابل مطالعه می‌یابد و بر این اساس وقتی به وطن خود (فرانسه) برمی‌گردد موضوع دکترای خود را قنات انتخاب می‌کند و با سفرهای متعدد به مناطق مختلف جهان و با استفاده از ۵٣۴ منبع علمی، تحقیقی، کتاب یا تز دکترای خود را تحت عنوان «قنات فنی برای دست‌یابی به آب در ایران» می‌نویسد او در این نوشته‌ی خود ثابت می‌کند که قنات اختراع ایرانیان است و ده‌ها قرن هم قدمت دارد در حالی که چینی‌ها فن قنات را تازه چند قرن پس از ایرانیان آموخته‌اند، گوبلو در کتاب خود که در سال ١٩٧٩ انتشار یافته می‌نویسد:

«همه چیز دال بر آن است که نخستین قنات‌ها در محدوده‌ی فرهنگی ایران ظاهر شده‌اند و انگیزه‌ی اصلی از حفر قنات، باور و فرهنگ یک‌جانشینی و توسعه‌ی کشاورزی و آبادی بوده است به طوری که این صنعت در میان ترک‌های شرقی و اعراب که فرهنگ کوچ‌نشینی داشته‌اند رونق نیافته است».

گوبلو ده‌ها صفحه از کتاب خود را به بررسی صادر شدن فن قنات از ایران به دیگر کشورهای شرق و غرب و غیره اختصاص داده است اما برای جلوگیری از طولانی‌شدن مقاله فقط به ذکر نکات زیر که در واقع نتیجه‌گیری کوچکی از نوشته‌های مهم این دانشمند فرانسوی است اکتفا می‌شود: این دانشمند در نتیجه‌ی سال‌ها تحقیق و نیز سفر به کشورهای مختلف و هم‌چنین استفاده از صدها منبع، معتقد است که خاستگاه اصلی قنات ناحیه‌ی آذربایجان غربی ایران و ارمنستان فعلی در منطقه‌ی معادن سرب این نواحی می‌باشد و این فن دست‌یابی به آب زیرزمینی، در محیط فرهنگی ایران در اوائل هزاره‌ی اول قبل از میلاد مسیح، اختراح شد و سپس به سرعت در دیگر نقاط کشور و در خارج از آن رواج یافت این فن دست‌یابی به آب زیرزمینی در سال‌های ٨٠٠ قبل از میلاد به وسیله‌ی کشاورزان در داخل فلات ایران رواج پیدا کرد و از آن‌جا به سایر نقاط جهان گسترش یافت. به عنوان مثال حدود ۵٠٠ سال قبل از میلاد مسیح ایرانیان، آموزش فن حفر قنات را به مصر و حدود ٧۵٠ میلادی مسلمانان بنی‌امیه این فن را ازآن‌جا به اسپانیا منتقل کردند و سپس از آن‌جا به مراکش منتقل شد و حدود سال ١۵٢٠ میلادی به آمریکا به ویژه منطقه‌ی لس‌آنجلس فعلی، انتقال یافت (به موجب بررسی‌ها، آب لس‌آنجلس آمریکا ابتدا به وسیله‌ی قنات تأمین می‌شده است) و در سال ١۵۴٠ میلادی به ناحیه‌ی پی‌کارد شیلی منتقل شده است. بررسی‌های گوبلو ثابت می‌کند که سیستم قنات تازه در سال ١٧٨٠ یعنی در حدود ٢٢۵ سال قبل به چین شرقی (ناحیه تورفان) رسیده است.

تعریفی فنی از واژه‌ی قنات

مجموعه‌ای از چند میله و یک کوره (یا کوره‌های) زیرزمینی که با شیبی کم‌تر از شیب سطح زمین، آب موجود در لایه (یا لایه‌های) آب‌دار مناطق مرتفع زمین یا رودخانه‌ها یا مرداب‌ها و برکه‌ها را به کمک نیروی ثقل و بدون کاربرد نیروی کشش و هیچ نوع انرژی الکتریکی یا حرارتی با جریان طبیعی جمع‌آوری می‌کند و به نقاط پست ‌تر می‌رساند. به عبارت دیگر، قنات را می‌توان نوعی زه‌کش زیرزمینی دانست که آب جمع‌آوری‌شده توسط این زه‌کش به سطح زمین آورده می‌شود و به مصرف آبیاری یا شرب می‌رسد.

 

واژه های مربوط به ساختمان قنات :

مظهر :

محل ظهور و آشکار شدن و به جریان افتادن آب بر روی زمین را گویند .

اهرو مجرا :

کانالی که مقطع آن به شکل نعل اسب است و در داخل زمین در جهت شیب حفر شده و با شیبی ملایم استمرار جریان آب را در داخل قنات تضمین می کند .

خشکان ـ خشکه کار ـ خشکون :

به قسمتی از راهرو قنات حدفاصل بین منطقه آبدار یا زه آب قنات تا مظهر گفته می شود و هرچه از عمر قنات بگذرد نوعاً به طول آن اضافه می شود.چنانچه قنات در منطقه ای قرار داشته باشد که سطح آبهای زیرزمینی آن مرتباً کاهش یابد موضوع افزایش طول خشکه کار کاملاً درآن مشهود خواهد بود .

ترون ـ تره کار :

به قسمتی از راهرو قنات گفته می شود که آب به داخل مجرای قنات تراوش می کند و میزان آبدهی قنات بستگی به میزان تراوش و طول ترون قنات دارد .

پیشکار :

آخرین جبهه ای که در قسمت انتهایی قنات و در لایه آبدار قرار داشته و به منظور دسترسی به منابع آب بیشتر مورد حفاری واقع می شود پیشکار نامیده می شود و این بخش پس از حفاری به عنوان ترون قنات تلقی می گردد .

  میله قنات :

به چاههای حفر شده در طول مسیر قنات گفته می شود که عمق آنها هرچه به مادرچاه نزدیکتر شود افزایش می یابد.این چاهها به منظور تخلیه خاک حاصل از کندن راهرو قنات و پیشکار و هدایت جریان هوا به داخل قنات حفر شده و فضای مناسبی برای انجام امور مربوط به قنات و لایروبی آن محسوب می شود . فاصله دو میله چاه از یکدیگر با توجه به عمق قنات و میزان جریا ن هوا در داخل قنات تعیین می شود .

پشته :

حدفاصل بین دو میله قنات پشته نامیده می شود .

کوارـ کدوارـ کهریز (کنبارـ کنوار) :

خاکهای حاصله از حفر میله و راهرو و پیشکار قنات و لای و موادی که در اثر عملیات ایجاد و نگهداری و توسعه قنات پس از خروج ازمیله قنات در اطراف میله به صورت مخروط ناقص انباشته می شود کدوار یا کهریز و یا کوار و کنبار (مشتق از دو کلمه کن از ریشه کندن و بار به معنی انبار و انباشتن و تلنبار کردن) نامیده می شود .

پوکه :

راهرو قنات اعم از خشکه کار یا ترون که از حیز انتفاع خارج شده و به صورت راهرو خشک و جدا از مسیر عبوری قنات قرار می گیرد پوکه نامیده می شود .

طوقه ـ دوری :

به شکل طوق در میله قنات و به عرض حدوداً 20 تا 30 سانتیمتر و به ارتفاع 40 تا 50 سانتیمتر ایجاد می شود و به منظور مسدود کردن میله قنات و حفاظت ازریزش میله قنات ایجاد می گردد. در سطح زمین جهت جلوگیری از ریزش میله قنات و در وسط میله جهت کمرگیر کردن و بعضاً در فاصله کمی از راهرو قنات جهت کمرگیر کردن استفاده می شود .

طوقه چینی :

جهت جلوگیری از ریزش دهانه میله قنات در قسمت طوقه با مصالح مقاوم از قبیل آجر، سنگ با ملات مناسب می سازند .

کمرگیر :

جهت جلوگیری از ورود سیلاب و ماسه بادی ویا هر شی دیگری در داخل راهرو قنات در مناطقی که احتمال بروز چنین خسارات به قنات می رود، بسته به عمق میله قنات و نوع زمین در فاصله چند متری در سطح زمین در محل طوقه ایجاد شده با سنگ ویا آجر و ملات مناسب دهانه میله قنات مسدود می شود.این عمل را کمرگیر کردن گویند.

مادرچاه :

به آخرین میله قنات که در انتهای پیشکار است گفته می شود.مادرچاه با حفر پیشکار به میله قنات تبدیل می شود.به گونه ای که همیشه آخرین میله موجود در محدوده انتهائی قنات به عنوان مادرچاه شناخته می شود.

کف شکنی :

هنگامی که از لغت کف شکنی در قنات استفاده می شود منظور همان پساکنی است و چنانچه این واژه در مورد چاه استفاده شود منظور افزایش عمق چاه است.

بغل بر :

در اثر عوامل مختلف که راه عبور آب در قنات مسدود می شود و امکان باز نمودن مسیر قبلی وجود نداشته باشد مسیر انحرافی از پائین دست محل خرابی ایجاد و در بالادست محل خرابی به مسیر اولیه هدایت می شود.این راهرو جدید را بغل بر می گویند.

تنوره :

به شکل قیف است و عوماً بین 5 تا 7 متر عمق دارد. قطر دهانه بالایی آن بین 1 تا2 متر و قطر پائین آن خیلی کمتر است و دارای روزنه های کوچک در قسمت انتهایی برای عبور آب می باشد.سیستم تنوره به نحوی طراحی می شود که تنوره همیشه پر از آب است و آب در قسمت روزنه با فشاری که بستگی به عمق تنوره دارد به چرخ آسیاب وارد و موجب چرخیدن چرخ آسیاب و در نتیجه سنگ آسیاب می شود .

  لای (لایروبی ـ تنقیه) :

رسوباتی مانند گل ولای که بر اثر عوامل مختلف در داخل قنات ایجاد می شوند را لای گویند و عمل تخلیه لای های موجود را لایروبی و یا تنقیه گویند .

  بغل تراشی :

به عمل افزایش عرض راهرو قنات بغل تراشی گویند .

حریم :

- حریم منابع آب :

در منطقه آبده قنات به شعاع تأثیر منابع آب تا آنجا که اثر سوء بهره برداری از منابع آب مجاور رفع شود حریم آبی گویند .

- حریم میله قنات :

به محدوده ای گفته می شود که جهت عملیات لایروبی و حفاظت از میله لازم است و میزان آن به اندازه کلنگ انداز است.

- حریم راهرو :

در مناطقی که عمق قنات کم است به فاصله ای از محور راهرو قنات گفته می شود که تأسیسات و عملیات ساختمانی و زراعی موجب تخریب قنات می گردد .

کوره، گالری یا راهرو قنات :


عبارت است از مجرای زیرزمینی یا کانال زیرزمینی که دو وظیفه اساسی را عهده دار است:1- جمع آوری آبهای زیرزمینی از طریق زه کشی آنها 2- انتقال آب جمع آوری شده به سطح زمین.

 

واژه های مربوط به استفاده کنندگان و متولیان و احداث کنندگان قنات :

مالکیت (مالکین) :

به صاحبان قنات گفته می شود اعم از اینکه خودشان آب را به مصرف برسانند و یا اینکه آب آنها توسط میراب و یا شارب به مصرف برسد.

شارب :

به کسی گفته می شود که آب قنات را به مصرف می رساند و عموماً شارب فاقد مالکیت آب است و آب متعلق به دیگران را به شرب می رساند .

 میراب :

متولی توزیع آب بین سرطاقها و یا شاربین و یا مالکین میراب نامیده می شود .

نفقه :

برای تأمین و پرداخت هزینه های تنقیه و پیشکارکنی و سایر هزینه های قنات بر حسب واحد سهم هر قنات مبلغی توسط متولیان قنات تعیین می شود که آن را نفقه گویند و مالکان قنات به تعداد سهم خود ملزم به پرداخت آن می باشند .

حقابه :

میزان حق شرب هر شخص از آب قنات را حقابه گویند .

مقنی :

به شخصی که برای حفر قنات مهارت داشته باشد مقنی گویند .

گل کش ـ چرخ کش :

به شخصی می گویند که خاک و مواد حاصل از لایروبی و کندن پیشکار حفرقنات را از قنات خارج می کند .

لاشه کش :

به شخصی که مواد حاصل از لایروبی و کندن پیشکار و حفر راهرو قنات را تا محل میله قنات در داخل راهرو قنات حمل می کند لاشه کش گویند .

دست چرخ :

به مجموعه افراد لازم برای انجام عملیات قنائی شامل مقنی و گل کش و لاشه کش می گویند .

 

قنات دولت‌آباد

این قنات همچون باغ دولت‌آباد از یادگارهای محمدتقی خان یزدی در قرن یازدهم هجری است که در گذشته‌های دور مشتمل بر 9 رشته به طول مجموع 70 کیلومتر بوده است.
در حال حاضر تنها پنج رشته آن به نامهای باقرخان، تقی‌آباد، بغدادآباد، مهدی‌آباد و دولت‌آباد دایر مانده و دو رشته دیگر خشکیده‌اند.
به طور کلی پیشکار این 5 شاخه در جنوب غربی و غرب شهر مهریز در جوار چشمه غربالبیز کوه ریگ و کوه مسگل که در مرکز شهر مهریز واقع می‌باشند، قرار دارد و 5 شاخه مذکور به هم پیوسته بعد از گذشتن و گردش در کوچه باغ‌های این شهر توسط راهرو زیرزمینی، با طی مسافتی حدود 35 کیلومتر به موازات جاده اصلی مهریز ـ یزد و بعد از چرخاندن در آبشاهی، خرمشاه و باغ دولت‌آباد را مشروب می‌نموده است.

لازم به ذکر است که دو رشته دولت‌آباد و بغدادآباد از قدمت زیادی برخوردار هستند و 3 رشته دیگر آن یعنی شاخه‌های باقرخان، تقی‌آباد و مهدی‌آباد درزمان محمدتقی‌خان (حدود 200 سال پیش) احداث گردیده‌اند. با حفر شاخه باقرخان تحول عمده‌ای در وضعیت آبدهی این قنات به وجود آمده است.
مادر چاه این شاخه با عمق 30 متر در محله مدوار مهریز در فاصله تقریبی 45 کیلومتر جنوب یزد قرار گرفته و ویژگی منحصر به فرد این مادر چاه آن است که از لابلای سنگ‌های جوش متراکم آب تراوش می‌کند و در واقع منبع اصلی تغذیه‌کننده قنات همین سنگ‌های جوش هستند که به حوض جوش شهرت یافته و از طریق پلکانی می‌توان به کف مادرچاه این قنات راه یافت و هم اکنون این محل برای بازدید علاقه‌مندان آماده بهره‌برداری است.

سابقه وآمار قنات:

در دفتر اول از سابقه قنات در یزد گفتیم که تاریخ های محلی حفر اولین قنات به نام ده آباد در یزدرا همزمان با بنای شهر و به اسکندر نسبت می دهند،ولی سابقه میبد و برخی از روستاهای آن را به دوره ساسانیان و شاهزادگان یا بزرگان ساسانی محدودکرده اند ،درصورتی که  بنای  نارین قلعه اولین مجموعه مسکونی میبدرا مربوط به دوره حضرت سلیمان دانسته اند ،  یافته های جدید باستان شناسی نیز پیشینه سکونت در این قلعه را به اواخر هزاره سوم و اوایل هزاره دوم پیش از میلاد می رساند،  به هرحال چون هستی میبد به قنات است ، و طبق اسناد موجود بنای هر روستا بخصوص   از دوره ساسانیان به بعد با حفر قنات همراه بوده است بنابراین قدمت قنات هم درمیبد باید تناسبی با این سابقه داشته باشد. امروزه تعداد قنات های دایر یزد درحوزه های: رستاق ، میبد ، اردکان و دشت های نیمه کوهستانی مهریز و تفت 367 رشته با تخلیه سالانه 210 میلیون متر مکعب و قنات های کوهستانی 370 رشته با تخلیه سالانه 6 میلیون متر مکعب است. در قدیم میبد با داشتن بیش  از 96 قنات شهرت داشته است ، از این تعداد60 قنات آن  تا سال1971 میلادی (1334 شمسی) دایر بوده است ،سابقه برخی از قنات های میبد به 600سال می رسد در وقفنامه ربع رشیدی مربوط به قرن هشتم هجری نام بیش از 25  قنات میبد آمده است ، که برخی از آن ها هنوز دایراست ،طول قنات های میبد از5 تا48کیلومتر ،و عمق مادرچاه آن ها حداکثر74 متر وحداقل 50متر است .نوع مالکیت  در اکثر قنات ها به صورت اشتراکی و بعضا وقفی  بوده است .

 

شیوه حفرقنات:

برای حفر قنات ،اول درنقطه ارزیابی شده قبلی  چاهی به عنوان “لیسو“ حفر   می کردند  اگرآ ب دهی چاه مطلوب بود ن را به عنوان “مادرچاه“ درنظر می گرفتند و پس از تعیین حریم که با علامت گذاری در شعاع 3000 متر بود، محل حفر چاه های بعدی را مشخص می کردند ، برای این منظور اول باید شیب زمین محاسبه می شد، این کار به وسیله یک تراز  آبی یا بنائی، دو میله چوبی یا آهنی به طول 5/1متر و طنابی حداقل به طول 20 متر و ریسمانی برابر با اندازه عمق مادرچاه انجام می دادند ، استادمقنی اختلاف اندازه عمق چاه ها را  با بستن نخ یا سنجاق روی طنابی که برابر با عمق چاه بود، مشخص می کرد،و قاعدتا هرجا ریسمان به آخر می رسید  همان جا مظهر قنات بود. مرحله بعدحفر     میله ها بود،معمولا پس از پایان حفر دومین چاه ، حفاری "کار"یا راهرو قنات برای اتصال چاه هابه یکدیگر نیز آغاز می شد ،گاه برای  سرعت عمل، هم زمان چند"چرخ  "یا گروه مقنی  هر یک دربخشی شروع به کار می کردند ، مثلا یک چرخ "شیب رو" بود یعنی در تره کار از مادر چاه به سمت مظهر شروع به حفر راهرو می کرد ،گروه دوم" بالارو " بود که از خشکه کار یعنی چاه دوم شروع به حفر کرده به سمت گروه اول پیش می رفت ،  برای حفر راهرو نیز اول باید “راسی“ ببینند ، یعنی دو گروه بالا رو" و "شیب رو جهت حرکت خود را برای رسیدن به هم مشخص کنند، در قدیم که قطب نما نبود، اول در بالا تعیین جهت کرده سپس اندازه هارا  به پائین انتقال       می دادند،  به این ترتیب که یک نفر دو نخ به طول برابر با عمق چاه به فاصله دو وجب  را به چوب یا تخته ای بسته و سنگ یا شاقولی را به آن  می آویخت . وچوب را در وسط دهانه چاه "لیسو" ( مادرچاه ) در امتدادچاه هائی که تراز شده بود قرار  می داد و همان جا می نشست،یک نفر نیز در بالای  چاه دوم می ایستاد، نفر اول روی زمین زانو می زد و چوبی که در دهانه چاه بود  تامقابل چشم بالا می آورد، بعد یک چشم خود را بسته نخ ها را با چوب یا شخصی که بالای چاه دوم ایستاده بود تراز می کرد، سپس درحالی که نفراول بالای چاه نشسته بود یک نفر از چاه پائین می رفت ، و پشت نخ ها می نشست ، وقتی هر دو رشته نخ را منطبق برهم         می دید، با نوک کلنگ در محاذات نخ ها روی دیواره  چاه  خطی می کشید و از همان جا ، شروع به کندن راهرو می کرد،  نفر مقابل (بالارو)که بایددرچاه دوم راهرو را حفر کند تا به او برسد، نیز به همین شیوه جهت یابی می کرد، در اوایل کار هر یک متر که می کندند و بعد ها هرچند روز یک بار برای پیش گیری از انحراف در مسیرخود با قراردادن شمعی در دیواره چاه و ترازکردن آن با نخ های مزبور، راست بودن راهرو را کنترل  می کردند.وقتی دو نیروی“ بالا رو“ و“شیب رو “، به هم نزدیک می شدند  ، برای این که بفهمند به هم خواهندرسید یا نه ، با ته کلنگ به بدنه “کار“(راهرو)  می زدند ، نفر مقابل باشنیدن صدای ضربه و حرکتی که درگل یا خاک راهرو ایجاد می شد و به اصطلاح گل نفس می زد درمی یافت که جهت حرکت درست است یا نه ،برای تعیین شیب و اندازه راهرو نیز اندازه های اندام خود را معیارقرار می دادند،مثلا پهنای راهرو  باید مساوی با عرض شانه مقنی درحالتی  باشد که دو دست را اول در امتداد بدن قراردهد، سپس   آن ها را از آرنج خم کند و مماس برهم روی شکم خود بگذارد،ارتفاع راهرو نیز باید تمام قد یاحداقل گردن شکن (ایستاده باگردن خم) باشد،برای یک نواخت بودن شیب کف راهرو نیز آب باید تا به زانو برسد.

 

مالکیت ابزارکار :

  شیوه مالکیت ابزارکار و تشکیل گروه های کاری   مقنی ها از دیگر مباحث دفتر اول است،که گفتیم ابزارکار متعلق به کارفرماست وبابت آن از مقنی اجاره می گیرد،و مقنی ها یک گروه کاری با عنوان “چرخ “متشکل از 4 نفرتشکیل می دهند و بین خود تقسیم کار معین دارند.

مدیریت سنتی و نظام تقسیم آب : در بخش مدیریت سنتی برای تقسیم سهم آب قنات ، نخست لازم بودکه راهکارهائی برای زمان سنجی بیابند، سنجش زمان اول باقدم کردن سایه انسان و بعد با نشان گذاری عوارض طبیعی مثل سایه تپه ها یاکوه ها و بالاخره سنگ و درخت آغازشد و در نواحی کویری که این عوارض وجود نداشت خود اقدام به ساختن شاخص یا“ نشان “زمان سنجی کردند،“نشان “یک ساعت آفتابی بود،که نخست با یک دیوار به ارتفاع 5/1و طول2متر می ساختند و در حریم آن با فواصل معین علامت گذاری می کردند که با رسیدن سایه به آن نقطه زمان خاصی را معلوم می کرد،بعدها باساختن دو دیوارموازی که عرض دهانه آن برابر با اندازه ارتفاع دیوارش بود،این اندازه ها را به داخل منتقل کردند و“نشان دو دیواری“ساختند، “ نشان“ دو دیواری این مزیت را داشت که از راه دور هم می شد زمان را تشخیص داد، بعدها ساعت آبی جای گزین ساعت آفتابی شد،ساعت آبی تشت مسی کوچکی به ابعاد6*12یا4*8 و به  شکل مقطع تخم مرغ بود،درکف آن روزنه کوچکی به قطر 2تا3 میلیمتر وجود داشت،آن را داخل تشت بزرگترکه پر از آب بود قرارمی دادند،از راه روزنه مزبور آب به تدریج وارد تشت کوچک می شد، هربارکه پرشده و به زیر آب می رفت برحسب بزرگ و کوچک بودن تشت (یاچهاردانگی و6دانگی بودن آن)مدت زمان معینی برابر با 5/7 یا12دقیقه بود ، هرتشت مسؤلی به نام “تاق سلار“(tâqsalâr)یا “تشت رو“ (taštru) داشت،که وقتی تشت به زیر آب می رفت با سرعت آن رابیرون آورده خالی می کرد و روی آب می گذاشت ، نظام تاقی البته بیشتر مربوط به قنات های عمده مالکی بود، به مرور با غالب شدن نظام خرده مالکی سیستم مدیریت آب هم دگرگون شد ، درنظام خرده مالکی یک نفر به عنوان میراب با انتخاب سهامداران  در راس امور قرار می گیرد، میراب آب نامه ای داردکه میزان سهام هرکسی درآن مشخص شده  ، وهر روزه باحساب رسی دقیق به شیوه تقسیم آب نظارت می کند

 

مدیریت حفظ و نگهداری :

 چون قنات به مراقبت دائم نیاز دارد، برای توسعه ونگهداری آن نیز پیش بینی های لازم صورت گرفته است و هرکسی به نسبت سهم آبی که دارد ،باید مبلغی به عنوان نفقه قنات پرداخت کند، این وجوهات در نزدمیراب یا متصدی ویژه نگهداری می شود و به مصرف هزینه های جاری قنات می رسد.

 

نقش قنات درمعماری سنتی :

 نقش قنات درمعماری سنتی و بنای تأسیسات آبی مثل آسیاب های آبی که با نیروی آب کارمی کرد،و از    نمونه های بی نظیرآن آسیاب دوسنگ درروستای احمدآبادمیبدبودکه درعمق 46متری زمین ساخته شده و راه دسترسی به آن یک راهرو به طول 75 متربا شیب 60% است، عمق منبع(تنوره) ذخیره آب بعضی ازآسیاب های میبدگاه به 18متر هم می رسید ،سیمای شهر و بافت محلات و تیپ مساکن نیز همه متأثر از قنات های روگذر و زیرگذر بوده است ، زیرا خانه را درکناره و دنباله قنات ها می ساختند.تا ضمن دسترسی به آب جاری ،شرایط ساختن آب نماهای زیبائی نظیر“حوضخانه“ و“گودال باغچه “ که درتلطیف هوای کویری نقش مؤثری داشت فراهم آید.

 

برگرفته از وبلاگ ها و وبسایت های عمومی

دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ توسط وحید خسروی نظرات ()
تگ ها: قنات