در آرشیو یا بایگانی سوابق واحدهای ثبتی استان یزد قسمتی است که مربوط به پروندهای قنوات آن دیار می باشد پرونده هایی که گرچه غبار گذر زمان دیریست بر آنها نشسته اما از اهمیت آن در گذشته نه چندان دور مردمان این دیار نکاسته .


 

قنواتی که شریانهای حیاتی مردمان سخت کوش کویر را در آغوش خود گرفته و چشم امید نگاه های رنجورشان بوده است هر چند امروزه باید منتظر خبر مرگ هر روزه یکی از آنها باشی اما کاویدن و پژوهش در یک یک اجزاء آن ما را در شناسایی حقوق ثبتی آن یارا خواهد بود به همین سبب این مقال می کوشد در ابتدا به آوردن یک نقل تاریخی و در پایان با آوردن معنای واژه گان قنات دریچه ای را به روی محققین این حوزه باز کرده تا سهمی هر چند کوچک در اعتلای دانش ثبتی بر خود فرض نماید . 

 

 

جلال آل‌احمد در سفرنامه‌ای موسوم به «سفری به شهر بادگیرها» که در کتاب «ارزیابی شتابزده» آمده است می نویسد :

« . . . مهمترین دعوایی که در دادگاهها مطرح می‌شود، دعوای قنات است که فلان کس ‏قناتش را یک متر جابه جا کرده و قنات همسایه دادش از بی آبی درآمده و با این همه جالب این ‏است که این نوع دعواها همیشه میان صاحبان دو قنات جدا از هم است؛ و گرنه صاحبان یک قنات ‏قرن‌ها است که با هم کنار آمده‌اند. در تمام یزد و اطرافش کمتر قنات اربابی وجود دارد؛ به ‏خصوص که همه قنات‌های بزرگ خرده مالک است. یک رشته آب زیرزمینی است که دو سه آبادی را مشروب می‌کند و اهل این دو سه آبادی در آن شریکند. سر وقت لاروبی‌اش می‌کنند و در موقع لزوم یک صدا به مرافعه با قنات همسایه بر می‌خیزند.

در یزد آب آفتابی نیست؛ مخفی است؛ 50-40 متر زیر زمین است. باید از پلکان تاریک و مرطوب و خنک "جوها" سرازیر بشوی و مواظب باشی پایت نلغزد و وقتی از تشنگی به جان آمدی، به مجرای قنات برسی و ببینی زنها نشسته‌اند و در آن تاریکی زیر زمین رخت و ظرف می‌شویند و بوی گند در فضا است و تشنگی فراموش بشود و خستگی فشار بیاورد و ندانی از این همه پله چطور بالا بروی. از پلکان جوی مسجد جامع که پایین می‌رفتم، مردی مادرزاد در آب‌نمای گرد آن غسل می‌کرد.

"جوزاچ" و "جوجیوه" را این طور دیدن کردیم که اولی قناتی است که از محلی به اسم زارچ می‌آید و دومی آبی است که معتقدند جیوه دارد. هیچکس به اندازه یک نفر یزدی قدر آب را نمی‌داند.

یزد و اطرافش در حدود 100 قنات بزرگ دایر دارد؛ علاوه بر بیست تایی قنات بایر و قنات‌های کوچک شخصی و اربابی، طول قنات‌ها تا ده پانزده فرسخ هم می‌رسد و عمق بعضی از چاه‌‌های "پیشکار" تا 120 متر است. خرج لاروبی قنات‌ها از سال ده نیم (یعنی 5 درصد) تا نصف درآمد آنهاست؛ به تفاوت. قنات‌هایی هم در حوزه یزد هست که تمام عوایدش را باید صرف لاروبی کنند. معمولاً در مقدار آب فنات‌های بزرگ با تغییر فصل، تغییری رخ نمی‌دهد؛ اما قنات‌های کوچک در فصول مختلف آبشان کم و زیاد می‌شود. این اطلاعات را از یک مقنی باشی سرشناس گرفتم که در جواب سئوال "آیا چاه‌های عمیق لطمه‌ای به کار قنات‌ها می‌زند؟" گفت چون لوله چاه‌های عمیق شبکه دارد، عموماً به قنات‌ها و زه‌های نزدیک خود تا صد متری صدمه می‌زند. به این طریق دارند به ضرب ماشین حتی ترتیب این شریان‌های مخفی حیات را نیز به سر و سامانی می‌کشانند. یک چاه عمیق در میدان باغ ملی یزد زده بودند و چند تا هم در جاهای دیگر . . . »

 در کتاب واژه نامه یزدی که با گردآوری مرحوم ایرج افشار و به کوشش محمد محمدی توسط انتشارات اندیشمندان یزد چاپ شده واژه گان و لغاتی مرتبط با قنات به چشم می خورد که در زبان رایج مردمان یزد ساری و جاریست فلذا با برشمردن آن ذیلا  بدین مقال پایان می دهیم :

1 ـ بالارو = جهت قنات به طرف مادرچاه

2 ـ پوکه قنات = قنات ریخته ، خراب شده و غیر دایر

3 ـ پیشِ کار = مادرچاه قنات

4 ـ جُفِ بادو = برای اینکه کار قنات زودتر پیش رود و دم نیز نکند ، دو چاه به فاصله دو متر از یکدیگر می کنند و آنرا جُفِ باو می گویند .

5 ـ زُرنا = اشترگلو ، راه انحرافی که در قنات می کنند

6 ـ شَئه = گل و لای قنات که بسیار سخت و چسبنده است و به آسانی کنده نمی شود .

7 ـ شولات = پشته کردن قنات و خراب شدن آن

8 ـ کیش = قسمتی از قنات که ظاهر است و پشته ندارد

9 ـ گُم = سفالهای بیضی شکل که در قنات می گذارند برای پشته نکردن ، کَوَل

10 ـ لُتُم شدن = خراب شدن قنات و عمارت ، آوار شدن

چهارشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط وحید خسروی نظرات ()
تگ ها: یزد و قنات و آل احمد