تاسیس ثبت یزد

 

هر چند که اویسی (حاکم وقت یزد) در مورد سخت گیری برای مراسم عزاداری در میان مردم منفور بود اما در مورد صحت کار اداره ی ثبت بسیار دقیق بود و روسای دوایر این اداره هم کار خود را به خوبی به انجم رساندند ؛ در حالی که با توجه به حساسیت کار ممکن بود تخلفات زیادی از سوی صاحبان قدرت به عمل آید .

سندی در دست است که از یکی از بزرگان یزد خواسته شده است که در این مورد همکاری نماید :

« جناب مستطاب آقای کوراوغلی

در این موقع که برای تشکیل شعب نیاز بلوکات و قصبات و قراء یزد قبل از شروع ناچار است که از عملیات و رفتار و سابقه ی مامورین نسبت به جامعه کاملا مطلع شده تا از فرستادن یک نفر مامور بداخلاق بدسابقه طماع متعدی بد رفتار به بلوکات خودداری نماید زیرا در عین اینکه موظف به اجرای قانون و نظامات اداری می باشد ، رضایت اهالی را از حسن رفتار و اخلاق مامورین کاملا مطمح نظر قرار داده .

لذا از جناب مستطاب عالی تمنی دارم اطلاعات و مسموعات خود را نسبت به رئیس دفتر فعلی (آقای مظفری) و مامورین اینجا مرقوم فرمایید تا پس از حصول اطلاع کامل در اطراف مامورین این دفتر تشکیلات خود را مشروع و اعضای صحیح العمل را به کار گماشته و عضو فاسد را اخراج نماید .

رئیس احصائیه و رئیس ثبت ناحیه ی 9

علایی به تاریخ 11/02/1310»

جلال گلشن می نویسد من با آقای مهندس پیرنیا شاگرد یک دبیرستان بودیم . وی اشعار زیبایی داشت . این بیت را از او شنیدم و آن موقعی بود که ثبت اسناد یزد آغاز به کار کرده بود و به تازگی در زمان رضا شاه املاک و . . . را به ثبت می رساندند :

به نام دوست دهم ثبت خانه دل را

اگر قبول کند این خرابه منزل را

برگرفته از :

کتاب انقلاب اسلامی در یزد ـ جلد اول ـ صفحه 113

کتاب یزدِ دیروز ـ نوشته جلال گلشن ـ صفحه 137

/ 0 نظر / 7 بازدید